گشت گروهی
مترادفها
گشت دسته جمعی
متضادها
گشت انفرادی
فرهنگستان زبان و ادب
{pre-formed tour, pre-formed group tour, charter tour, group tour} [گردشگری و جهانگردی] گشتی که اعضای آن با هم پیوندهای مشترک دارند و فردی از بین آنها به عنوان سرگروه مسئولیت کارها را بر عهده دارد
ویکی واژه
گشتی که اعضای آن با هم پیوندهای مشترک دارند و فردی از بین آنها بهعنوان سرگروه مسئولیت کارها را بر عهده دارد.
جمله سازی با گشت گروهی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 گردشگران علاقهمند به تاریخ، برای بازدید از آثار باستانی منطقه، تصمیم گرفتند از طریق گشت گروهی با راهنمای محلی به کاوش بپردازند.
💡 در مناطق مرزی حساس، نیروهای امنیتی با انجام گشت گروهی در ساعات مختلف شبانه روز، از امنیت مرزهای کشور محافظت و نظارت میکنند.
💡 شرکتهای تورگردان برای مدیریت بهتر منابع و کاهش هزینهها، معمولاً برنامههای خود را بر پایه گشت گروهی و استفاده از وسایل نقلیه مشترک تنظیم میکنند.