لغت نامه دهخدا
گامیدن. [ دَ ] ( مص ) قدم زدن و رفتن. || سفر کردن. ( آنندراج ):
کدام است مردی پژوهنده راز
که پیماید این ژرف راه دراز
نراند بره آنچ بی ره شود
از ایرانیان یکسر آگه شود
یکی جادوئی بود نامش ستوه
گدازنده راه و نهفته پژوه
منم گفت آهسته و راه جوی
چه باید همی هر چه خواهی بگوی
شه چینش گفتا به ایران خرام
نگه کن بدانش به هر سو بگام.فردوسی ( شاهنامه چ بروخیم ص 1003 ).