لغت نامه دهخدا
کوالیدن. [ ک َ / ک ُ دَ ] ( مص ) جمع کردن و اندوختن. ( برهان ) ( آنندراج ). صحیح گوالیدن است. ( حاشیه برهان چ معین ). و رجوع به گوالیدن شود. || بالیدن و نمو کردن غله. ( برهان ) ( آنندراج ). صحیح گوالیدن است. ( حاشیه برهان چ معین ).
کوالیدن. [ ک َ / ک ُ دَ ] ( مص ) جمع کردن و اندوختن. ( برهان ) ( آنندراج ). صحیح گوالیدن است. ( حاشیه برهان چ معین ). و رجوع به گوالیدن شود. || بالیدن و نمو کردن غله. ( برهان ) ( آنندراج ). صحیح گوالیدن است. ( حاشیه برهان چ معین ).
(کَ یا کُ دَ ) (مص ل. ) جمع کردن، اندوختن.
= گوالیدن
جمع کردن، اندوختن.