لغت نامه دهخدا
کنجکث. [ ] ( اِخ ) شهری است نزدیک فرنکث به ماورأالنهر. ( یادداشت به خط مرحوم دهخدا ): کنجکث دو شهری است میان رود و میان استیخن نهاده. ( حدود العالم چ دانشگاه ص 107 ).
کنجکث. [ ] ( اِخ ) شهری است نزدیک فرنکث به ماورأالنهر. ( یادداشت به خط مرحوم دهخدا ): کنجکث دو شهری است میان رود و میان استیخن نهاده. ( حدود العالم چ دانشگاه ص 107 ).