لغت نامه دهخدا
کمول.[ ک ُ ] ( ع مص ) کمال. انجام یافتن و تمام شدن. ( از منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ). انجام یافتن و تمام شدن. ( آنندراج ). و رجوع به کمال شود.
کمول.[ ک ُ ] ( ع مص ) کمال. انجام یافتن و تمام شدن. ( از منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ). انجام یافتن و تمام شدن. ( آنندراج ). و رجوع به کمال شود.
کمال. انجام یافتن و تمام شدن