کماع تصویر معنی کماع مترادفها گوشگیر، شنونده لغت نامه دهخدا کماع. [ ک ِ ] ( ع مص ) مکامعة. ( از ناظم الاطباء ). رجوع به مکامعة شود. فرهنگ فارسی مکامعه کلمات مرتبط کزوزه کمیزاندن کیئه گزارش محتوای نامناسب