لغت نامه دهخدا
کتلی. [ ک ِ ] ( اِ ) در تداول عامیانه، آوندی از مس یا چدن دارای دسته و لوله طبخ چای را. ( از ناظم الاطباء ). کتری. رجوع به کتری شود.
کتلی. [ ک ُ ت َ ] ( اِخ ) دهی است از دهستان شقان بخش اسفراین شهرستان بجنورد. سردسیر. سکنه 364 تن. آب آن از قنات و چشمه. محصول آنجا غلات. شغل اهالی زراعت است. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 9 ).