کاشتگی

مترادف‌ها

فاصله، شکاف

متضادها

برداشت، چیدن

لغت نامه دهخدا

کاشتگی. [ ت َ / ت ِ ] ( حامص ) عمل و کیفیت کاشته. کاشته شدن.

جمله سازی با کاشتگی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 در تحلیل گزارش‌های اقتصادی سال گذشته، مشخص شد که نوعی کاشتگی در بودجه‌های آموزشی وجود دارد که باید در سال جدید به دقت اصلاح شود.

💡 نویسنده با وجود استعداد زیاد، در بخش پایانی داستان دچار نوعی کاشتگی در روایت شد که باعث شد ارتباط خواننده با شخصیت اصلی قطع شود.

💡 اگر در ساختار مهندسی یک پل یا ساختمان کوچک‌ترین کاشتگی یا نقص وجود داشته باشد، می‌تواند در درازمدت باعث بروز مشکلات ایمنی جدی شود.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران