لغت نامه دهخدا
کاررس. [ کارْ، رَ / رِ ]( نف مرکب ) آنکه بکار رسد. کسی که کار راه اندازد.
کاررس. [ کارْ، رَ / رِ ]( نف مرکب ) آنکه بکار رسد. کسی که کار راه اندازد.
(رَ یا رِ ) (ص فا. ) کسی که به کارها برسد، آن که کارزار راه اندازد.
آن که به کاری برسد، کسی که به کاری رسیدگی می کند.
کسی که کار راه اندازد
( صفت ) کسی که بکارها برسد آنکه کار را راه اندازد.
کسی که به کارها برسد، آن که کارزار راه اندازد.