چربشناک
مترادفها
ریاکار، دورو، حیلهگر، مکار
متضادها
پاک، شریف، درستکار
لغت نامه دهخدا
چربشناک. [ چ َ ب ِ] ( ص مرکب ) چرب. آلوده بچربی. روغن آلوده. چربناک.
ریاکار، دورو، حیلهگر، مکار
پاک، شریف، درستکار
چربشناک. [ چ َ ب ِ] ( ص مرکب ) چرب. آلوده بچربی. روغن آلوده. چربناک.