پوسه پوسه شدن

مترادف‌ها

تکه تکه شدن، خرد شدن، ریز شدن

متضادها

سالم شدن، نو شدن، استوار شدن

لغت نامه دهخدا

پوسه پوسه شدن. [ س َ س َ / س ِ س ِ ش ُ دَ ] ( مص مرکب ) با ورقه های خرد جدا شدن. به ورقه های بسیار باریک جدا شدن. رجوع به پوسته پوسته شدن شود.

فرهنگ فارسی

( مصدر ) ورقه ورقه شدن ( چنانکه طلق و زرنیخ و عنبر و غیره ).

کلمات مرتبط