پرانداخ تصویر معنی پرانداخ لغت نامه دهخدا پرانداخ. [ پ َ اَ ] ( اِ ) تیماج. سختیان. ( برهان ). پرندخ. ( جهانگیری ). گوزگانی. پرنداخ. ساغری سوخته. فرهنگ عمید = پرنداخ فرهنگ فارسی ( اسم ) تیماج سختیان ساغری سوخته کیمخت. کلمات مرتبط اپرنداخ پیر انداخ گوژگانی ارغون ارزه گر