پاکی نمودن

مترادف‌ها

پاک کردن، تمیز کردن، تطهیر کردن

متضادها

آلودن، ناپاک کردن، کثیف کردن

لغت نامه دهخدا

پاکی نمودن. [ ن ُ / ن ِ / ن َ دَ ] ( مص مرکب ) تطهّر. تنظﱡف. ( تاج المصادر بیهقی ).

فرهنگ فارسی

( مصدر ) تطهیر تنظیف ٠
تطهر تنظف