وضاءه
مترادفها
زیبایی، روشنایی، شکوه
متضادها
تاریکی، زشتی
لغت نامه دهخدا
( وضاءة ) وضاءة. [ وَ ءَ ] ( ع مص ) چیره شدن در مواضات ( منتهی الارب ) ( اقرب الموارد )، و مواضات، با هم چیرگی جستن در پاکیزگی و خوبی است. ( منتهی الارب ). || خوب و پاکیزه روی گردیدن. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( اقرب الموارد ). وضوء. ( اقرب الموارد ).
وضاءة. [ وَ ءَ ] ( ع اِمص ) خوبی. || پاکیزه رویی. ( منتهی الارب ).
جمله سازی با وضاءه
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 در عکاسی و فیلمبرداری، کنترل دقیق وضاءه یکی از مهمترین عوامل برای ایجاد اتمسفر و عمق در تصویر است.
💡 تغییر ناگهانی در میزان وضاءه میتواند حس و حال یک صحنه را از آرامش به اضطراب یا هیجان تغییر دهد.
💡 مهندسان نورپردازی باید وضاءه مناسب را برای هر صحنه به دقت محاسبه کنند تا جزئیات مورد نظر به درستی دیده شوند.