وایافتن

مترادف‌ها

یافتن، پیدا کردن

متضادها

گم کردن، از دست دادن

لغت نامه دهخدا

وایافتن. [ت َ ] ( مص مرکب ) بازیافتن. ( یادداشت های مرحوم دهخدا ). دریافتن و ادراک نمودن. ( از آنندراج ):
گفتا خرم از میانه گم بود
وایافتنش به اشتلم بود.نظامی.این رشته قضا نه آن چنان تافت
کو را سررشته واتوان یافت.نظامی.ز خلق آن چنان برد پیوند را
که سگ وانیابدخداوند را.نظامی.

جمله سازی با وایافتن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 دانشمندان پس از سال‌ها تحقیق و آزمایش‌های مداوم در آزمایشگاه، موفق شدند راه جدیدی برای وایافتن راه‌حل‌های پیچیده در حوزه ژنتیک و بیولوژی پیدا کنند.

💡 نویسنده بزرگ داستان با دقت بسیار زیاد توانست شخصیت‌های روحی و پیچیده‌ای را برای رمان جدید خود وایافتن و به داستان جان ببخشد.

💡 هدف اصلی این پروژه تحقیقاتی، تلاش برای وایافتن روش‌های نوین و کارآمد جهت کاهش آلودگی‌های زیست‌محیطی در شهرهای بزرگ و پرجمعیت جهان است.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران