واکندگی
مترادفها
پراکندگی
متضادها
تجمع، تمرکز، گردآوری
فرهنگستان زبان و ادب
{sloughing} [مهندسی محیط زیست و انرژی] کنده شدن پیوستۀ زی لایه از بستر صافی زیستی، به صورت لجن
پراکندگی
تجمع، تمرکز، گردآوری
{sloughing} [مهندسی محیط زیست و انرژی] کنده شدن پیوستۀ زی لایه از بستر صافی زیستی، به صورت لجن