واجب مضیق
مترادفها
محدود
لغت نامه دهخدا
واجب مضیق. [ ج ِب ِ م ُ ض َی ْ ی َ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) واجب مضیق در مقابل واجب موسع است: وجوب اگر متعلق به وقت بود وآن وقت مساوی فعل باشد آن را واجب مضیق خوانند و تکلیف بدان جایز به اتفاق همچو روزه ماه رمضان. ( نفایس الفنون ). واجب به اعتبار وقت آن یا مضیق است یا موسع اگر زمان واجب مساوی با آن باشد واجب مضیق میشود مانند روزه و وقت آن را معیار نامند. ( از کشاف اصطلاحات الفنون ). رجوع به واجب و وجوب و واجب موسع شود.
دانشنامه اسلامی
[ویکی فقه] واجب دارای زمان برابر با وقت لازم برای انجامِ آن را واجب مضیق گویند.
واجب مضیق، از اقسام واجب موقت و مقابل واجب موسع بوده و به واجبی گفته می شود که زمان تعیین شده برای آن از طرف شارع به اندازه نفس عمل و انجام دادن آن می باشد، مانند: روزه که زمان آن از آغاز طلوع فجر تا غروب آفتاب است.
جمله سازی با واجب مضیق
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 در شرایطی که فرد با محدودیتهای شدید زمانی یا مکانی روبرو است، برخی تکالیف به صورت واجب مضیق بر او وارد میشوند که انجام آنها دشوار است.
💡 وقتی راه برای انجام یک عمل کامل بسته باشد، فرد تنها میتواند به انجام حداقلهای لازم بپردازد که در فقه به آن واجب مضیق میگویند.
💡 در مواقع بحرانی و وقوع حوادث طبیعی، انجام برخی وظایف نجاتیافتگان به دلیل محدودیت منابع، به یک واجب مضیق تبدیل میشود که باید با کمترین امکانات انجام گیرد.