همسر گردیدن
مترادفها
ازدواج کردن، شوهر شدن، زن شدن
متضادها
جدا شدن، طلاق گرفتن
لغت نامه دهخدا
همسرگردیدن. [ هََ س َ گ َ دی دَ ] ( مص مرکب ) به همسری درآمدن. زناشویی با کسی را پذیرفتن:
تا همسر تو نگردد آن ماه
از وی نکنم کمند کوتاه.نظامی.
فرهنگ فارسی
بهمسری در آمدن زناشویی با کسی را پذیرفتن