کلمهی «هلهلیون» در فارسی به معنای میوهای صحرایی و کوچک شبیه سیب است، اما اندازه آن بسیار کوچکتر از سیب است و در خراسان به آن علف شیران یا علف خرس گفته میشود. در عربی به آن تفاح البری و درخت آن را شجرة الدب مینامند. این میوه در منابع مختلف با نامهای گوناگون آمده است؛ برخی آن را آلج یا آلچه کوهی مینامند و گاهی نوعی از کنار دانسته شده است. همچنین، درخت آن به فارسی زالزالک نیز خوانده میشود و گوجه وحشی، زالزالک یا درخت زعرور نیز از معادلهای آن هستند. میوه هلهلیون طعمی ترش و خوشمزه دارد و اغلب چند هسته در وسط آن وجود دارد. درخت آن خار دارد و برگهای سفید و شاخههای مقاومی دارد و در مناطق کوهستانی میروید. هلهلیون در طب سنتی و داروسازی قدیم نیز مورد توجه بوده است؛ گفته شده میتواند مجاری ادرار را پاک کند و سنگ مثانه را دفع نماید. درخت آن معمولاً در کوهها و مناطق صخرهای رشد میکند و برخی باغداران آن را به باغها پیوند میزنند تا محصول خوبی بدهد. علاوه بر مصارف خوراکی، میوه هلهلیون در داروسازی سنتی برای تعدیل طبع و خواص درمانی نیز مورد استفاده قرار گرفته است. در متون کهن، با واژههای متعدد دیگری مانند شجرةالدب، آلج، زعرور، آلچه کوهی و علف شیران یاد شده و نشاندهنده اهمیت و آشنایی گسترده با این میوه در فرهنگ غذایی و طبی ایران قدیم است.
هلهلیون
لغت نامه دهخدا
هلهلیون. [ هََ هََ ] ( اِ ) میوه ای است صحرایی که آن را زعرور میگویند و در خراسان علف شیران و به عربی تفاح البری خوانند. ( برهان ).
فرهنگ عمید
= زعرور