هستیدن
مترادفها
بودن
لغت نامه دهخدا
هستیدن. [ هََ دَ ] ( مص ) بودن وشدن. || راضی شدن و قبول کردن. || شایستن و ارزیدن و ارزش داشتن. ( ناظم الاطباء ).
ویکی واژه
هستیدن [هَسْتیدَنْ]
چیزی را در جایی حاضر کردن/آوردن؛ به حضور آوردن: مهره هه را بین مهرههای آبی هستیدم. من آن را آنجا هستهام.
جمله سازی با هستیدن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 در متون فلسفی کلاسیک، بحثهای بسیار پیچیدهای درباره ماهیت هستیدن و تفاوت میان وجود و ماهیت در جهان هستی وجود دارد.
💡 بسیاری از عارفان معتقدند که هدف نهایی زندگی، رسیدن به مرحلهای از هستیدن است که در آن میان خود و حقیقت تفاوتی نباشد.
💡 برای درک عمیقتر حقیقت، باید از غرق شدن در مسائل مادی دست کشید و به معنای واقعی هستیدن در این دنیا پرداخت.