هایهات
مترادفها
افسوس، دریغ
لغت نامه دهخدا
هایهات. [ ی َ ] ( ع اِ فعل ) هیهات. ( ناظم الاطباء ). رجوع به هیهات شود.
فرهنگ فارسی
هیهات
جمله سازی با هایهات
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 هایهات که ای روزگار بیرحم که تمام زیباییهای دوران جوانی و خوشیهای زندگی را در یک چشم به هم زدن از من گرفت.
💡 شاعر با لحنی غمگین گفت: هایهات که فرصتهای طلایی برای تغییر سرنوشت از کف رفت و دیگر هرگز به زمان گذشته باز نخواهیم گشت.
💡 هایهات که چقدر زود زمان گذشت و ما نتوانستیم از لحظات ارزشمند زندگی در کنار عزیزانمان به درستی و با آرامش استفاده کنیم.