نیم گنه

لغت نامه دهخدا

نیم گنه. [ گ ُ ن َه ْ ] ( اِ مرکب ) خطای اندک. قصور. ( ناظم الاطباء ). نیم گناه. ( فرهنگ فارسی معین ).

فرهنگ فارسی

( اسم ) ۱ - گناه کوچک. ۲ - خطای اندک.

جمله سازی با نیم گنه

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 در متون کلاسیک ادبی، شاعر از مفهوم نیم گنه در روابط انسانی سخن می‌گوید تا بر اهمیت کوچک‌ترین خطاها در اخلاق تأکید کند.

💡 برخی مفسران معتقدند که حتی یک رفتار کوچک غیرمنصفانه نیز می‌تواند در مقیاس الهی به عنوان یک نیم گنه تلقی شود.

💡 در داستان‌های عرفانی، شخصیت اصلی همواره در تلاش است تا از هرگونه نیم گنه و لغزش کوچک در مسیر رسیدن به کمال پرهیز کند.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران