نیرزه
مترادفها
نیزه
لغت نامه دهخدا
( نیرزة ) نیرزة. [ ن َ رَ زَ] ( ع مص ) هدیه آوردن در عید نوروز. ( ناظم الاطباء ).
جمله سازی با نیرزه
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 سربازان در میدانهای جنگ با استفاده از نیرزه و سپر خود تلاش میکردند تا در برابر حملات سنگین دشمن و نیروهای پیادهنظام با قدرت و شجاعت ایستادگی کنند.
💡 در آن دوران باستانی، برخورد تیز و برنده نیرزه با زرههای فلزی دشمن، صدای هولناکی ایجاد میکرد که تمام میدان نبرد را از ترس و اضطراب پر میکرد.
💡 شاهزاده در حالی که نیرزه خود را محکم در دست گرفته بود، با نگاهی نافذ به افق خیره شد و آماده شد تا برای دفاع از سرزمینش بجنگد.