واژه «نگزاییدن» در زبان فارسی به معنای آسیب نرساندن، گزند نزدن و آزار نکردن به کار میرود و در واقع شکل منفی فعل «گزاییدن» است. فعل «گزاییدن» در اصل به معنای صدمه زدن، آزار دادن یا ایجاد آسیب در چیزی یا کسی است و با افزودن پیشوند منفیساز «نـ»، معنای آن کاملاً معکوس میشود. بنابراین «نگزاییدن» بیانگر حالتی است که در آن فرد از هرگونه آسیب، اذیت یا صدمه رساندن به دیگران خودداری میکند. این واژه بیشتر در متون ادبی و کهن یا در بیانهای رسمی و اخلاقی به کار میرود و نشاندهنده نوعی رفتار انسانی همراه با پرهیز از خشونت و آزار است. از این ریشه، واژههایی مانند «ناگزاییدنی» نیز ساخته شدهاند که به معنای چیزی است که نمیتوان به آن آسیب رساند یا نباید مورد آزار قرار گیرد. در کاربردهای اخلاقی، «نگزاییدن» میتواند به مفهوم رعایت حقوق دیگران و پرهیز از ظلم و آزار نیز اشاره داشته باشد. این واژه بار معنایی مثبت دارد و بر رفتار مسالمتآمیز و دوری از آسیبرسانی تأکید میکند. در متون ادبی، چنین واژههایی برای بیان ارزشهای اخلاقی و انسانی مانند مهربانی، مدارا و عدم خشونت به کار میروند. بنابراین، «نگزاییدن» به معنای آسیب نرساندن، گزند وارد نکردن و پرهیز از هرگونه آزار و اذیت نسبت به دیگران است.
نگزاییدن
لغت نامه دهخدا
نگزاییدن. [ ن َ گ َ دَ / ن َ دَ ] ( مص منفی ) آسیب نرساندن. مقابل گزاییدن. رجوع به گزاییدن شود:
جمال خواجه را بینم بهار خرم شادی
که بفزاید به آبان ها و نگزایدْش صرصرها.منوچهری.آنکس که ز پشت سعد سلمان آید
گر زهر شود ملک تو را نگزاید.مسعودسعد.