«ماساژتها» یا «تیزخودها» نام یکی از اقوام ایرانیتبار و شاخهای از سکاها بود که در نواحی آسیای میانه و شرق دریای خزر زندگی میکردند و در منابع یونانی با نام «Massagetae» شناخته میشوند. در زبان پارسی باستان از آنان با عنوان «سکاهای تیزخود» یاد شده است، زیرا این قوم کلاهخودهای نوکتیز بر سر میگذاشتند و به همین دلیل چنین نامی گرفته بودند. مورخ یونانی هرودوت اطلاعات فراوانی درباره این قوم نقل کرده و آنان را مردمی جنگاور، سوارکار و شبیه دیگر قبایل سکایی معرفی کرده است. ماساژتها هم با اسب و هم پیاده میجنگیدند و بیشتر از کمان، نیزه و تبر جنگی استفاده میکردند و در ساخت سلاحهای خود از زر و مفرغ بهره میبردند. این قوم در سرزمینهای شرقی دریای خزر و احتمالاً در اطراف رود سیردریا زندگی میکردند و از راه دامداری، شکار و ماهیگیری امرار معاش مینمودند. در باورهای دینی آنان، خورشید جایگاه مقدسی داشت و برای آن اسب قربانی میکردند. ماساژتها در تاریخ ایران باستان نیز اهمیت فراوانی دارند، زیرا بنابر برخی روایتهای تاریخی، کوروش بزرگ در نبرد با این قوم در سال ۵۲۹ پیش از میلاد کشته شد. بعدها داریوش بزرگ نیز برای سرکوب گروههایی از سکاها و ماساژتها به سوی سرزمین آنان لشکر کشید. از نظر ریشه واژه، برخی پژوهشگران «ماساژت» را به معنای «گتهای بزرگ» یا «گتهای نیرومند» دانستهاند و برخی دیگر آن را مرتبط با واژهای ایرانی به معنای «ماهیگیر» میدانند. این قوم پس از سده سوم پیش از میلاد به تدریج با اقوام دیگر آمیخته شدند و بخشی از اقوامی را پدید آوردند که بعدها با نام آلانها شناخته شدند.
ماساژتها
لغت نامه دهخدا
ماساژتها. [ ژِ ] ( اِخ ) قبیله ای وحشی و از بادیه نشینهای آریایی ساکن مشرق دریای آرال بودند که کورش بزرگ بسال 529 ق م. برای مطیع ساختن آنها به طرف شمال شرق قلمرو وسیع خود حرکت کرد و پس از آنکه از رود جیحون گذشت با ماساژتها مواجه شد. در این جنگ ابتدا ایرانیان پیروز شدند ولی ماساژتها پس از تجدید قوا بر ایرانیها غالب آمدند و در این نبرد کورش زخمی برداشت و بر اثر آن درگذشت. ( از ایرانشهر ج 1 ص 303 ). هرودت گوید: ماساژتها از حیث لباس و طرز زندگانی مانند سکاها هستند. سواره و پیاه جنگ می کنند. اسلحه آنها تیر و کمان و نیزه است. آفتاب را می پرستند و برای آن اسبها را قربانی می کنند. از شرحی که هرودت درباره این قوم نوشته است معلوم می گردد که قومی بسیار وحشی بوده اند. ( از ایران باستان ج 1 ص 473-474 ). و رجوع به همین مأخذ شود.