نکویی رساندن

مترادف‌ها

نیکی کردن، خیر رساندن، احسان کردن

متضادها

بدی رساندن، شر رساندن

لغت نامه دهخدا

نکویی رساندن. [ ن ِ رَ / رِ دَ ] ( مص مرکب ) خیر رساندن. خوبی کردن. احسان کردن:
بد خلق هرچت فزون تر رسد
نکویی فزون تر رسان خلق را.خاقانی.

فرهنگ فارسی

خیر رساندن. خوبی کردن. احسان کردن

جمله سازی با نکویی رساندن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 او تمام تلاش خود را به کار بست تا با انجام کارهای خیرخواهانه و کمک به نیازمندان، در نهایت بتواند نکویی رساندن به جامعه را محقق سازد.

💡 در داستان‌های قدیمی، قهرمانان همیشه سعی می‌کردند با شجاعت و فداکاری خود، به مردم محلی نکویی رساندن و آرامش را به قلب‌های رنجور بازگردانند.

💡 هدف اصلی یک نهاد خیریه، تلاش مستمر برای نکویی رساندن به گروه‌های آسیب‌پذیر و ایجاد تغییرات مثبت و ماندگار در زندگی انسان‌های نیازمند است.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران