ننگریدن
مترادفها
نگریستن، نگاه کردن، دیدن
متضادها
نگریستن
لغت نامه دهخدا
ننگریدن. [ ن َ ن ِ گ َ دَ / ن َ گ َ دَ ] ( مص منفی ) مقابل نگریدن. رجوع به نگریدن شود.
جمله سازی با ننگریدن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 او در میان شلوغی بازار چنان غرق در افکار خود بود که ننگریدن به اتفاقات پیرامون، باعث شد دچار حادثه ناگواری شود.
💡 شاعر در اشعار خود از عدم ننگریدن به سختیهای مسیر برای رسیدن به مقصود نهایی و رسیدن به کمال انسانی سخن گفته است.
💡 در این مسیر دشوار، ننگریدن به واقعیتهای تلخ زندگی میتواند باعث شود که انسان در نهایت دچار شکست و ناامیدی بسیار بزرگی شود.