ناکاهیده

مترادف‌ها

ناگهانی، ناگهان

متضادها

پیش‌بینی شده، منتظره

لغت نامه دهخدا

ناکاهیده. [ دَ / دِ ] ( ن مف مرکب ) نکاهیده. نکاسته. ناکاسته. کم وکسر ناشده. تمام. کامل. دست نخورده. مقابل کاهیده.