لغت نامه دهخدا
نانویس. [ ن ِ ] ( ن مف مرکب ) نوشته نشده. از قلم افتاده: چند قلم نانویس داریم. || ثبت ناشده. روی کاغذ نیامده: حساب نانویس. قلم های نانویس حسابی. || ( نف مرکب ) نانویسنده.که نمی نویسد: قلم نانویس؛ که در نوشتن روان نیست.
نانویس. [ ن ِ ] ( ن مف مرکب ) نوشته نشده. از قلم افتاده: چند قلم نانویس داریم. || ثبت ناشده. روی کاغذ نیامده: حساب نانویس. قلم های نانویس حسابی. || ( نف مرکب ) نانویسنده.که نمی نویسد: قلم نانویس؛ که در نوشتن روان نیست.
نانوشته، نوشته نشده، ازقلم افتاده.