نامصرح

مترادف‌ها

مبهم، غیرصریح

لغت نامه دهخدا

نامصرح. [ م ُ ص َرْ رَ ] ( ص مرکب ) مبهم. تصریح ناشده. ناواضح. غیرقطعی. غیرمسلم.

جمله سازی با نامصرح

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 در متن این قرارداد تجاری، هیچگونه عبارت نامصرحی در مورد مسئولیت‌های مالی طرفین در صورت بروز حوادث غیرمترقبه و اتفاقات پیش‌بینی نشده وجود ندارد.

💡 قاضی پرونده اعلام کرد که با توجه به نبود مستندات نامصرح در پرونده، نمی‌توان هیچ‌گونه حکم قطعی و محکومیتی علیه متهم صادر نمود.

💡 برخی از مفاهیم حقوقی در این قانون بسیار پیچیده هستند و به دلیل ماهیت نامصرح آن‌ها، تفسیرهای متفاوتی توسط حقوقدانان و وکلای مختلف صورت می‌گیرد.

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران