نامردنی
مترادفها
مرگناپذیر
متضادها
مردنی
لغت نامه دهخدا
نامردنی. [ م ُ دَ ] ( ص لیاقت ) نمردنی. ماندنی. که مردنی نیست. که هنوز نخواهد مرد. که زنده می ماند.
جمله سازی با نامردنی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 بسیاری از مردم معتقدند که رفتارهای خودخواهانه و آسیب رساندن به دیگران در هنگام بحرانهای اجتماعی، اعمالی کاملاً نامردنی و دور از اخلاق بشری است.
💡 او با انجام آن اقدامات حیلهگرانه و زیرآبزنی برای همکارانش، رفتاری نامردنی از خود نشان داد که باعث از دست رفتن احترام همه در شرکت شد.
💡 در فرهنگهای مختلف، غافلگیر کردن کسی که در وضعیت ضعف قرار دارد، کاری نامردنی و خلاف اصول شرافت و جوانمردی تلقی میشود.