نامخلوق
مترادفها
آفریدهنشده
متضادها
مخلوق
لغت نامه دهخدا
نامخلوق. [ م َ ] ( ص مرکب ) خلق ناشده. آفریده نشده. || قدیم. مقابل حادث. رجوع به مخلوق شود.
آفریدهنشده
مخلوق
نامخلوق. [ م َ ] ( ص مرکب ) خلق ناشده. آفریده نشده. || قدیم. مقابل حادث. رجوع به مخلوق شود.