لغت نامه دهخدا
ناقیاس. ( ص مرکب ) بی اندازه. بی حساب. بی شمار. || بی کران. سخت پهناور. وسیع. که محدود و قابل تحدید نیست:
ای خداوند قایم قدوس
ملک تو ناقیاس و نامحسوس.سنائی.
ناقیاس. ( ص مرکب ) بی اندازه. بی حساب. بی شمار. || بی کران. سخت پهناور. وسیع. که محدود و قابل تحدید نیست:
ای خداوند قایم قدوس
ملک تو ناقیاس و نامحسوس.سنائی.