ناقبولاندنی
مترادفها
غیرقابل باور، غیرقابل اقناع
متضادها
مقبول، باورکردنی، قابل باور
لغت نامه دهخدا
ناقبولاندنی. [ ق َ دَ ] ( ص لیاقت ) ناقبولانیدنی. که قابل قبولاندن نیست. که نتوانش قبولانید. مقابل قبولاندنی.
غیرقابل باور، غیرقابل اقناع
مقبول، باورکردنی، قابل باور
ناقبولاندنی. [ ق َ دَ ] ( ص لیاقت ) ناقبولانیدنی. که قابل قبولاندن نیست. که نتوانش قبولانید. مقابل قبولاندنی.