نا امیختن

لغت نامه دهخدا

( ناآمیختن ) ناآمیختن. [ ت َ ] ( مص منفی ) نیامیختن. معاشرت نکردن. رفت و آمد نکردن. انس و الفت نگرفتن. مردم گریز بودن. مقابل آمیختن. رجوع به آمیختن شود.

فرهنگ فارسی

( نا آمیختن ) نیامیختن. معاشرت نکردن.

پیش دارو یعنی چه؟
پیش دارو یعنی چه؟
خلار یعنی چه؟
خلار یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز