مکنع

لغت نامه دهخدا

مکنع. [ م ُ ن َ ] ( ع ص ) مشک که دهانش به آبگیر نزدیک نموده پر کنند آن را. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ). مشکی که دهان آن را به غدیر آب نزدیک کرده تاپر کنند آن را. ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ).
مکنع. [ م ُ ن َ / م ُ ک َن ْ ن َ ] ( ع ص )مرد درکشیده و یراگرفته دست و یا بریده دست. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). مرد درهم کشیده و ترنجیده دست یا بریده دست و گویند مردی که انگشتان او درهم کشیده و ترنجیده و خشک باشد. ( از اقرب الموارد ).

سوت یعنی چه؟
سوت یعنی چه؟
دودول یعنی چه؟
دودول یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز