مؤمت

لغت نامه دهخدا

مؤمت. [ م ُ ءَم ْ م َ ] ( ع ص )پُر. مملو. ( از منتهی الارب ) ( از ناظم الاطباء ). انباشته. آگنده. ( یادداشت مؤلف ). || مرد متهم به بدی و نحو آن. ( منتهی الارب ) ( از ناظم الاطباء ).
مؤمة. [ م ُءْ م َ ] ( ع ص ) مبتلا به اَمیهة یعنی آبله گوسپند. ( ناظم الاطباء ). رجوع به مؤمهة شود.

فرهنگ فارسی

پر. مملو.

المیسر یعنی چه؟
المیسر یعنی چه؟
آویزون یعنی چه؟
آویزون یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز