موءالفت

لغت نامه دهخدا

موءالفت. [ م ُ آ ل ِ ف َ ] ( از ع، اِمص ) موءالفة. مؤانست. الفت گرفتن. خو گرفتن. خوگری. معاشرت. ( یادداشت مؤلف ). || الفت دادن. ( یادداشت مؤلف ). || سازواری. سازگاری. موافقت. همرایی. همآهنگی. ( یادداشت مؤلف ).
موءالفة. [ م ُ آ ل َ ف َ ] ( ع مص ) الفت دادن کسی را به مکانی و یا به کسی. ( ناظم الاطباء ). الفت دادن به مکانی یا به کسی. ( منتهی الارب ). || با کسی پیوستن و خوگرشدن. ( آنندراج ). و رجوع به موالفة و موءالفت شود.