مناکح

لغت نامه دهخدا

مناکح.[ م َ ک ِ ] ( ع اِ ) زنان. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء )( از اقرب الموارد ). || نکاح. عروسی. مباشرت با زنان: قوت شهوی... مبداء جذب منافع و طلب ملاذ از مآکل و مشارب و مناکح و غیر آن بود. ( اخلاق ناصری ). مآکل و مشارب و ملابس و مناکح... نتیجه غلبه قوت شهوی بود. ( اخلاق ناصری ). مبداء... و شوق التذاذ به مآکل و مشارب و مناکح بود. ( اخلاق ناصری ).

فرهنگ فارسی

زنان. یا نکاح. عروسی.

جمله سازی با مناکح

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 در متون فقهی کلاسیک، بحث‌های گسترده‌ای پیرامون شرایط صحت و بطلان مناکح و حقوق و تکالیف زوجین در قالب قراردادهای شرعی وجود دارد.

💡 حقوقدانان برای بررسی تحولات ساختاری خانواده، نیاز به مطالعه تطبیقی مناکح در جوامع مختلف و تفاوت‌های فرهنگی آن‌ها در طول تاریخ دارند.

💡 برخی از اسناد قدیمی مربوط به دوران صفویه، جزئیاتی دقیق درباره مناکح و پیوندهای خانوادگی میان اشراف و بزرگان آن دوره ارائه می‌دهند.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران