مناحی
مترادفها
جنبهها، جهتها، ابعاد، طرفها
لغت نامه دهخدا
مناحی. [ م َ ] ( ع اِ ) ج ِ مِنحاة. ( اقرب الموارد ). رجوع به منحاة شود.
فرهنگ فارسی
جمع منحاه
جمله سازی با مناحی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 این پژوهش علمی از مناحی مختلفی از جمله اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی به بررسی پیامدهای تغییرات اقلیمی و تأثیر آن بر جمعیتهای محلی پرداخته است.
💡 مدیر شرکت تاکید کرد که برای موفقیت در بازار جهانی، باید سیاستهای خود را از مناحی گوناگونی نظیر تکنولوژی و مدیریت منابع انسانی بازنگری کند.
💡 تحلیلگران معتقدند که بحران فعلی را تنها از یک زاویه نمیتوان دید و باید آن را در مناحی متعدد و با نگاهی جامع مطالعه نمود.