ممتده

مترادف‌ها

گسترده، طولانی

متضادها

منقطع، گسسته، کوتاه، محدود

لغت نامه دهخدا

( ممتدة ) ممتدة. [ م ُ ت َدْ دَ ]( ع ص ) تأنیث ممتد. ج، ممتدات. رجوع به ممتد شود.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران