لغت نامه دهخدا
مقلاء. [ م ِ ] ( ع اِ ) غوک چوب. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). دو چوب که کودکان با آنها بازی کنند. مقلی [ م َ لا ]. ( از اقرب الموارد ). الک دولک. قَله. ( یادداشت به خط مرحوم دهخدا ).
مقلاء. [ م ِ ] ( ع اِ ) غوک چوب. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). دو چوب که کودکان با آنها بازی کنند. مقلی [ م َ لا ]. ( از اقرب الموارد ). الک دولک. قَله. ( یادداشت به خط مرحوم دهخدا ).