مقضاب

لغت نامه دهخدا

مقضاب. [ م ِ ] ( ع ص، اِ ) سپست زار. ( مهذب الاسماء ). ارض مقضاب؛ زمین بسیارعلف. ( منتهی الارب ) ( از آنندراج ) ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ). یونجه زار. ( یادداشت به خط مرحوم دهخدا ). || رجل مقضاب؛ مرد بسیاربرنده. ( از اقرب الموارد ). || داس. مِقْضَب. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ).

بلاسیدن یعنی چه؟
بلاسیدن یعنی چه؟
کلمه یعنی چه؟
کلمه یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز