مقرطمه تصویر معنی مقرطمه لغت نامه دهخدا ( مقرطمة ) مقرطمة. [ م ُ ق َ طَ م َ ] ( ع ص ) خفاف مقرطمة؛ موزه سخت اطراف دوخته که سنگ را شکند. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ). کلمات مرتبط مفرطمه صکمه ملدمه متفتت مقرمه مخطرف