لغت نامه دهخدا
( مقاطرة ) مقاطرة. [ م ُ طَ رَ ] ( ع مص ) یک تنگ یا یک آوند خرما سنجیده باقی را بر آن تخمین کردن و ناسنجیده گرفتن. || اکراه مقاطرة؛ یعنی کرایه آمد و رفت داد او را. ( منتهی الارب ) ( از ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ).
( مقاطرة ) مقاطرة. [ م ُ طَ رَ ] ( ع مص ) یک تنگ یا یک آوند خرما سنجیده باقی را بر آن تخمین کردن و ناسنجیده گرفتن. || اکراه مقاطرة؛ یعنی کرایه آمد و رفت داد او را. ( منتهی الارب ) ( از ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ).