مغفوراء
متضادها
گناهکار، خطا کار
لغت نامه دهخدا
مغفوراء. [ م َ ] ( ع ص ) زمین مغافرناک. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ). زمینی که در آن مغافیر باشد. ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ). و رجوع به مغافر و مغافیر و مغفار شود.
گناهکار، خطا کار
مغفوراء. [ م َ ] ( ع ص ) زمین مغافرناک. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ). زمینی که در آن مغافیر باشد. ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ). و رجوع به مغافر و مغافیر و مغفار شود.