مغائر
مترادفها
مخالف، متفاوت، ناهمساز
متضادها
مشابه، همسان، موافق، یکسان
لغت نامه دهخدا
مغائر. [ م َ ءِ ] ( ع اِ ) ج ِ مغارة به معنی غار. ( آنندراج ) ( از ناظم الاطباء ): در مغائر آن خرد و بزرگ غرق می گشت. ( ترجمه تاریخ یمینی چ 1 تهران ص 425 ).
فرهنگ فارسی
جمع مغاره به معنی غار در مغائر آن خرد و بزرگ غرق می گشت.