معوجه

لغت نامه دهخدا

( معوجة ) معوجة. [ م ُ ع َوْ وَ ج َ ] ( ع ص ) عصاً معوجة؛ عصای کج. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). ابن السکیت گویدباید عصاً مُعْوَجَّة خواند نه عصاً مُعَوَّجَة اما مُعَوَّجَة نیز برخلاف قیاس نیست. ( از اقرب الموارد ).
معوجة. [ م ُ وَج ْ ج َ ] ( ع ص ) تأنیث مُعْوَج. ( یادداشت به خط مرحوم دهخدا ). و رجوع به معوج و مُعَوَّجَة شود.

فرهنگ فارسی

تانیث معوج

قرین رحمت یعنی چه؟
قرین رحمت یعنی چه؟
یوخ یعنی چه؟
یوخ یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز