معربدوار

لغت نامه دهخدا

معربدوار. [ م ُ ع َ ب ِدْ ] ( ق مرکب ) مانند معربد. همچون عربده جویان:
به یاد مصطبه برخاستی معربدوار
بر آتشم بنشاندی و زود بنشستی.خاقانی.و رجوع به معربد شود.

هیز یعنی چه؟
هیز یعنی چه؟
خویش یعنی چه؟
خویش یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز