معدول

مترادف‌ها

تعدیل شده، متناسب، متعادل

لغت نامه دهخدا

معدول. [ م َ ] ( ع اِ ) جای بازگشت. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ): ما له معدول؛ بر او جای بازگشتی نیست. ( از اقرب الموارد ). || ( ص ) پیچیده شده و کشیده شده. || عدول کرده شده و بازگردیده. ( ناظم الاطباء ). و رجوع به معدوله شود. || در اصطلاح نحویان، اسمی را نامند که از صیغه اصلی خود خارج شده باشد. ( از کشاف اصطلاحات الفنون ). و رجوع به عدل شود.

فرهنگ معین

(مَ ) [ ع. ] (اِمف. ) ۱ - پیچیده شده. ۲ - بازگردیده، عدول کرده.

فرهنگ فارسی

معدوله: پیچیده شده وبازگردیده، وحرفی که در آن تغییرصورت یاتغییرصداداده شده
( اسم ) ۱- پیچیده شده. ۲- بازگردیده عدول کرده

ویکی واژه

پیچیده شده.
بازگردیده، عدول کرده.

جمله سازی با معدول

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 متن اصلی قانون پس از برگزاری جلسات متعدد در پارلمان، به صورت کاملاً معدول و با تغییراتی اساسی در برخی مواد اصلی خود ارائه شد.

💡 نویسنده در نسخه‌های بعدی کتاب، برخی از عبارات قدیمی را به صورت معدول و با کلماتی امروزی‌تر بازنویسی کرد تا خواندن آن برای همه آسان شود.

💡 تصمیمات مدیریت شرکت در پایان سال مالی، نسبت به برنامه‌های قبلی کاملاً معدول شده بود و رویکرد جدیدی را در بازار اتخاذ کرده بودند.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران